小说内容
“خلاصه: اصلاً اگه پسر اینستاگرامم شهرت داره؟” رو یه نوشته که دیوونه شده بود تو دایرکت من بود. من که همش داشتم پشت یه انیمه نشسته بودم، گاهی دووم میکردم تو دنیای فانتزی و گاهی فکر میکردم اگه اونقدر اهل جنجال نباشم میتونستم آرومتر باشم. اما خب تو دنیای واقعی، نمیشه هر کاری کرد.
یه چیزی که نمیتونستم نادیده بگیرم، یه خبر پر زرق و برق بود که کمی پیش در فضای مجازی همهچیز رو عوض کرده بود. یه خبری که باعث شده بود همه گوشش به صدا بیایند و حال همه اینقدر عصبی میشد که انگار یه فیلم جدید جنجالی منتشر شده بود.
روزی روزگاری که اون پسر شهرت داره که یک شبه همه رو به فریاد کشیده بود. تو یه توییت کوتاه و جذاب، اون نوشته بود که من که تغییر کردم و از این به بعد، من فقط تو کنار من خواهم بود. این جمله که کمتر از چند دقیقه بود که منتشر شده بود، مثل یه طوفان تو شبکههای اجتماعی فراگیر شده بود. همه حرفش میزدند، همه نظرش رو لحظه به لحظه رای میدادن. منم که داشتم با دوستیام صحبت میکردم، اونها میگفتند که باید این کار رو انجام بدم و به اون فرصتی ندهم که دوباره بره تو یه سالن پر از مشتریان.






![骑士防狼指南[西幻]](http://img.shuwuwu.sbs/vod/%e9%aa%91%e5%a3%ab%e9%98%b2%e7%8b%bc%e6%8c%87%e5%8d%97%5b%e8%a5%bf%e5%b9%bb%5d_9699_150x210.jpg)

